پاسخ کوبنده برهرزه گوینده

پاسخ کوبنده بر هرزه گوینده:(۱۳)

بخش سیزدهم :ازتصریحات حافظ بن حجر به خوبی مشخص شدکه امام ابوحنیفه نزدایشان ثقة ومورد اعتماد هستندهمچنین نزد یحیی بن معین ، محمد بن سعد وصالح بن محمد ثقه وقابل اعتمادند.لذا قول معترض که گفت :(تمام محدثین ایشان را ضعیف قرارداده اند) کاملا اشتباه وغیرمنطقی است .

عرض سوم: این است قولی را که معترض ازکتاب درایه حافظ بن حجر که آنرابه تخریج احادیث هدایه تعبیرنموده است این قول درمتن کتاب نیست بلکه درحاشیه آن است چنانکه ازعبارت معترض معلوم است .لذا نسبت دادن این قول به حافظ بن حجروایشان را جزو مضعفین امام ابوحنیفه قراردادن دروغ وافتراء وعوام فریبی است“. دزدی در روز روشن
اگراین عبارت ازحافظ حجر است چه مانعی وجود داشت که آنرا در درایه ذکرنکند .جای بسی تاسف است براین جهالت ونادانی ! بخاطر عداوت مرتکب چنین خیانت بزرگی شده است ومبتلا به منهیات شده است درصورتی که عادت سلف این نبود که منهیات را به زبان وقلم بیارند.
درج بودن این عبارت درحاشیه بصراحت اعلام می کند که یک فرد عصبی وعقده ای آنرا افزوده است.لهذا بااین عبارت لکه واثر داغی بردامن ثقاهت امام ابوحنیفه قرارنمی گیرد.
چهارم: اینکه فاصله سنی بین عبدالله پسرعلی بن مدینی وصاحب منتظم خیلی زیاد است بعد زمان طولانی سبب انقطاع سنداست . ایشان این قول را ازچه کسی  شنیدندوازکجا نقل نمودند تازمانی این قول به طریق سندصحیح ومتصل ثابت نشود قابل اعتبار ووثوق نیست وازاین سند منقطع دامن عدالت امام بزرگوار لکه دارنخواهد شد.جالب اینجاست که شما لامذهبان مدام ازسند صحیح ومتصل حرف می زنید چه چیزی باعث شده که اینجا دنبال هرحشیشی می گردید؟
پنجم :این قول منقطع السند با قول دیگرعلی بن مدینی منافی است که ایشان فرمودند:امام ابوحنیفه رحمه الله ثقه هستند وهیچ موردی ندارند.در روایت حدیث سفیان ثوری، حماد بن زید، هشام، وکیع بن جراح، عباد بن عوام، جعفر بن عوام و جعفر بن عون شاگرد ایشان هستند.
درذیل ملاحظه گرددحافظ بن حجر مکی درخیرات حسان می نگارد:《وقدقال اﻹمام على بن المديني أبوحنيفة روى عنه الثوري وابن المبارك وحمادبن زيد وهشام ووكيع وعباد بن العوام وجعفر بن العوام وجعفر بن عون وهوثقة لابأس به 》.حال نزد ابن حجر مکی و علی بن مدینی نیزتوثیق امام ابوحنیفه ثابت شد. با این دومحدث و۴محدث قبلی شش تا شدند این عبارت توثیق امام ابوحنیفه ازطرف علی بن مدینی درمقدمه عقود الجواهر المنیفه ص ۸نیزذکراست.
اکنون معترض یااین قول توثیق را بپذیرندولب گشایی علیه امام را ترک دهند یاهمان قول جرح را قبول کرده وقول توثیق را ترک کنند.یاطبق قاعده تعارض هردوتا را ترک نمایندوبرقول یحیی بن معین وشعبه بن حجاج وغیره عمل نمایند که امام ابوحنیفه ثقه بودند.
ششم : نویسنده کتاب منتظم که ابن جوزی هستند درتساهل ضرب المثل اند. به کتاب تدریب الراوی علامه سیوطی ملاحظه کنید ایشان خیلی ازآن کتاب حواله می دهندولی تازمانی که به پایه ثبوت نرسندقول وی(بن جوزی)را اعتبارنخواهندکرد. قال ابن حجر فیه ای فی کتاب ابن الجوزی من الضرر أن يظن ماليس بموضوع موضوعا وعكس الضرر بمستدرك الحاكم فإنه ماليس بصحيح صحيحا قال وتعيين اﻹعتناء بإنتقاد الكتابين فإن الكتابين بتساهلهما أعدم اﻹنتفاع بهما إﻻ للعالم بالفن ﻷنه مامن حديث إلا ويمكن قدوقع فيه التساهل . تدريب الراوي.ابن جوزی نیزدرتندروی وتشددفی الجرح مشهوراست بخاطریک امر جزئى ومعمولی راوی را مجروح می کند لهذا قول ایشان معتبر نیست .بویژه درمورد امام بزرگوار وقتی که شخصیتهایی بزرگترازابن جوزی ایشان ثقه قرار داده اند.
ادامه دارد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 5 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن