نقدمقاله های غیرمقلدین

برداشت غلط غیرمقلدین ازگفتار ائمه

    «ممّــــــــــا أعجبنـــــی.!!!»
قال أبو حنيفة لأبي يوسف: والشافعي للربيع: وأحمد لولده عبد الله: ومالك لابن القاسم: إذا صح الحديث فخذ به واترك قولي فظنّ الخوارج و العاميُ  أن الكلامَ له !
وهذه هی الطامة !!!

      بسیـــــار درشگفتـــــم
امام ابوحنیفه رحمه الله به ابویوسف،
وامام شافعی رح به ربیع ،
وامام احمد رح  به فرزندش عبدالله ،
وامام مالک به ابن قاسم خطاب کرد.
«هرگاه حدیث صحیح بود آنرا برگزین وگفتارمرا رها کن»
خوارج و عوام الناس پنداشتند که این قول ایمه (ٳذا صح ..)  ،خطاب به آنها است.!مصیبت بزرگ همین نفهمی وکودنی  است.

(نه محقق بود نه دانشمند/.
چهارپایی براو کتابی چند/)

ذلك يُفهم من قول الإمام أحمد : “خذوا من حيث أخذنا” أن المخاطب بكلامه تلاميذه كالبخاري وأبي داود والمروزي ونحوهم حال آنکه ازگفتار امام احمد اینگونه مفهوم می شود که: بگیرید ازهمان منبعی که ما گرفته ایم.قطعا مخاطب کلام وی ،شاگردان برجسته اش مانند امام بخاری ،ابوداؤد ،مروزی وأمثال ایشان هستند (نه هرابجد خوان وبیسواد) بدليل أن الإمام أحمد منع من أن يفتي الرجل حتى يحفظ أربعمائة ألف حديث.
بدین جهت که امام احمدرح فرموده است:تازمانی که مرد چهارصد هزار حدیث را حفظ نکرده است اجازه فتوی دادن را ندارد.
إذا قال: لك أحد مجتهدي زماننا من أدعياء السلفية .

” قال الإمام أحمد بن حنبل : خذ من حيث أخذنا

فقل له: هو قال أيضا: لا يفتي إلا من حفظ ۴۰۰ ألف حديث

فهل تحفظها أنت أو شيوخك؟!
بنابرین اگریکی از مجتهدین (مادرزادی) ومتسلفین عصرما به شما گفت:
امام احمد فرموده است :ازهمان منبعی که ما أخذ نموده ایم شما شما نیز أخذ کنید.
درپاسخ وی بگو : امام احمدنیز فرموده اند :فتوی ندهد مگرکسی که چهارصد هزار حدیث را حفظ داشته باشد.
آیا تو وشیوخ ات این مقدار حدیث را از بَر هستید؟
متأسفانه !
برخی ازمسلمانهادربلاد مختلف  خیال می کنند که آنها مجتهدند .درواقع آنها نادان ومتکبرند.

آری! دین خدا وشریعت، مصدر ومنبع تمام امت است اما اجتهادو استنباط مسایل واحکام کار مجتهدین است.
يعزز هذا القول ماروي عن سفيان بن عيينة : ( الحديث مَضِلَّة إلا للفقهاء )
و گفتارزیبای امام سفیان بن عیینه رح مؤید این است که. (حدیث باعث گمراهی است بجز برای فقهاء)زیرا فقهاء مطلب ومفهوم حدیث را درک می کنند.
ثبوت تقلید شخصی ازعمل صحابه❋
عن سلیمان بن یسارأَنَّ أَبَا أَيُّوبَ الْأَنْصَارِيَّ خَرَجَ حَاجًّا حَتَّى إِذَا كَانَ بِالنَّازِيَةِ مِنْ طَرِيقِ مَكَّةَ أَضَلَّ رَوَاحِلَهُ وَإِنَّهُ قَدِمَ عَلَى عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ يَوْمَ النَّحْرِ فَذَكَرَ ذَلِكَ لَهُ فَقَالَ عُمَرُ اصْنَعْ كَمَا يَصْنَعُ الْمُعْتَمِرُ ثُمَّ قَدْ حَلَلْتَ فَإِذَا أَدْرَكَكَ الْحَجُّ قَابِلًا فَاحْجُجْ وَأَهْدِ مَا اسْتَيْسَرَ مِنْ الْهَدْي مؤطا امام مالک رقم ۷۶۲

حضرت سلیمان بن یسار می فرمایدکه :حضرت ابوایوب انصاری به اراده ی حج بیرون شد.تا اینکه درمسیرمکه به منطقه«نازیه»رسید سواری هایش گم شدند. وقتی که(مراسم حج انجام گرفته بودند) دریوم النحر (دهم ذو الحجه)خدمت حضرت عمررسید، واقعه اش رابرای او تعریف کرد.
حضرت عمر فرمود:شما همان ارکان(طواف وسعی) را  انجام دهیدکه شخص معتمِر(عمره کننده)انجام می دهد اینگونه ازاحرام باز می شوید.
باز سال آینده،هنگامی که زمان حج فرامی رسددوباره حج کن وآن قربانی که برای شما میسرمی باشد ذبح کن.
❋❋❋❋❋❋❋

دراینجا حضرت ابو ایوب انصاری مسئله را ازحضرت عمر جویا شده  وبه علم وفهم فاروق اعظم اعتماد نموده عمل کردند.
«تقلید شخصی »همین است. فافهم وتدبّر❀

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت − هفت =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن