مناظرات

توبه وبازگشت یک غیر مقلد به سواد اعظم(۶)

بازگشت-و-توبه-یک-غیرمقلد

توبه وبازگشت یک غیر مقلد به سواد اعظم

قسمت ششم :

عبدالجلیل:توازکجا می دانی که محدثین کرام فکرواندیشه ی خود را براحادیث جهت تفقه(جستجو)  واستنباط مسایل واحکام متمرکزنموده اند؟

مسعود: محدثین بزرگوار،تاحدتوان خویش به تفقه توجه نموده اند ودراین راستا خدمات ارزنده ای را انجام داده اند. ولی ازآنجائی که نظام فطری دنیا ،براین منوال است که هرشخصی صلاحیت واستعدادش را دردایره ورشته مخصوصی به نمایش می گذارد.خدواند به هرانسان درزمینه های گوناگون صلاحیت های مختلف عنایت فرموده است ،دراصل محدثین ،سند گفته هاواحادیث پیامبررا مدنظرقرارداده وبه جمع آوری آن اهتمام می ورزیدند.تفقه واستخراج احکام را درجایگاه ثانوی قراردادند .برعکس فقهاءومجتهدین بزرگوار،فقه ودرایت حدیث را بیشتراهمیت داده ،سندوالفاظ روایت را دردرجه دوم قراردادند به همین خاطر مردم برای دریافت سند حدیث ،به محدثان مراجعه می کنندوبرای شناخت احکام ومسائل فقهی به مجتهدین روی می آورند.تابعی بزرگوارومحدث بلندپایه امام عامرشعبی تقریبا ۵۰۰صحابی را ملاقات نموده اند می فرماید:(انا لسنابالفقهاءولکننا سمعنا الحدیث فرویناه للفقهاء) ( تذکرة الحفاظ).ما قشرمحدثین فقیه نیستیم ،ولی ماحدیث راشنیده برای فقهاء روایت کرده ایم .

امام بخاری ،

ترمذی ،

ابن ماجه

وو..همراه با جمع حدیث ،تاحدودی به اجتهاد وتفقه روی آوردند اما اجتهادشان در حد اجتهاد ایمه اربعه قرارنگرفت . خداوند قبورهمگی را منوربگرداند.

عبدالجلیل: درذهن من نمی گنجد هنگامی که حدیث موجود است چه نیازی به تدبرو فقه واجتهاد است؟

مسعود: یک مثال خدمت شما عرض می کنم که ازآن روشن می شود فکرواجتهاد درحدیث چقدرمهم وضروری است.امام نووی درشرح صحیح مسلم ،بزرگترین خطاء واشتباه داودظاهری(که امام غیرمقلدین است)را تذکره نموده است.داودظاهری درالفاظ حدیث .”لایبولن احدکم فی الماء الدائم (.

ترجمه:هیچ کسی ازشما درآب راکد ادرارنکند.)ازفقه وفهم حدیث کارنگرفتند .فقط به ظاهرالفاظ روایت توجه نموده فتوی دادند ادرار درآب راکد وایستاده ممنوع است .لیکن اگرکسی درظرفی ادرارنموده وادرارجمع شده ی ظرف را درآب بریزد آب ناپاک نمی شود .نیزاگرفردی در کنارآب ادرارکرده به داخل آب جاری شودبازهم آب پلید نمی گردد.زیرا درحدیث فقط از ادرار درآب راکد ممانعت بعمل آمده است.دراین دوصورت مذکور درآب ادرار نشده است بنابراین آب پلید نمی شود.امام نووی رح پس ازنقل این فتوی می نویسد:هذا من اقبح مانقل عنه فی الجمود علی الظاهر..؛این فتوای اکتفاء بر معنای ظاهرحدیث ،ازقبیح ترین نمونه ی انجماداست که ازایشان نقل شده است.

می خواهم یک مورد دیگررا مطرح کنم .

لطیفه :یک آقایی مدعی بود معانی احادیث روشن هستند نیازی به استاد وفهم مجتهد نیست .وی پس ازهربارکه استنجاء می کرد نمازوتر می خواند ومستدلش حدیث(من استجمرفلیؤتر)

ترجمہ:هرکسی استنجاء کرد وتر ادا کند.

ای کاش !ایشان به تفقه وفهم حدیث ملاحظه می کردندآنگاه به آسانی درمی یافتند که مفهوم حقیقی روایت این است، سنگ یاکلوخی که جهت استنجاء مصرف می شود وتر (عددطاق)باشند .یعنی یک، سه ،پنج ،یاهفت کلوخ باشند.این قبیل مثالها را بخاطرروشنگری وتنویر اندیشه توبیان نمودم تا برایت  تلنگری باشد تنها دانستن معنای ظاهری الفاظ حدیث کافی نیست بلکه  تفقه وتدبرنیزلازمی است.تهیه و تنظیم: عروه دیوبندی

ادامه دارد…

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − 18 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن