مسائل گوناگوننقدمقاله های غیرمقلدین

انحرافات ذاکرنائیک هندی (۱)

★فهم قرآن کارعلماء نیست.
دکترذاکرنائیک درطی یک سخنرانی که درشهرحیدرآباد ارایه داده،گفته است که: عده ای می گویند:فهم قرآن فقط کارعلماء است،ودرخورفهم عوام الناس نیست. حال آنکه خداوند درسوره قمرچهارمرتبه می گوید:وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ما قرآن را برای فهمیدن آسان ساختیم؛هنگامی که خداوند دربسیاری آیات می فرماید که:ما قرآن را برای فهمیدن آسان نمودیم ،شما سخن خدا را می پذیرید یاحرف آن دسته ازمسلمانها را که می گویند:فهم قرآن منحصر به علماء است؟
پاسخ به انحراف وتحریف معنوی ذاکر نائیک .
★آقای ذاکر هندی قرآن مجید را تفسیربالرأی نموده است وخودش را شامل این وعید پیامبرصلی الله علیه وسلم کرده است
عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَال:َ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَنْ قَالَ فِي الْقُرْآنِ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنْ النَّارِ قَالَ أَبُو عِيسَى هَذَا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ
ترمذی رقم -۲۸۷۴
هرکس درمورد(تفسیر) قرآن بدون ازعلم ودانش بگوید: جایگاهش را دردوزخ مهیّا سازد.
نیزفرمود : مَنْ قَالَ فِي الْقُرْآنِ بِرَأْيِهِ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنْ النَّارِ قَالَ أَبُو عِيسَى هَذَا حَدِيثٌ حَسَنٌ ترمذی رقم ۲۸۷۵
‌هرکس قرآن را تفسیربالرأی نماید جایش را درجهنم آماده
کند.
اشتباه دکترنائیک از اینجاست که فکرکرده که معنای لفظ «مدّکر» درک کردن وفهمیدن است .اما اینطورنیست که ایشان فهمیده ، بلکه «مُدّکِر» صیغه اسم فاعل از باب افتعال ویکی ازمعانی وخواص باب افتعال مطاوعت (اثر پذیری) است .مدّکر دراصل مذتکر بوده است
طبق قاعده( ۱)باب افتعال هرگاه فا کلمه باب افتعال دال یا ذال یا زاء باشد آنگاه تای افتعال به دال بدل می شودسپس دال فای کلمه وجوبا ادغام می شود.
بنابراین مدّکردراصل مذتکربوده است تای افتعال را به دال عوض کردند سپس ذال را با دال بدل کردند ودال را در دال مدغم نموده مدّکر شد.پس معنای  ‌«مدّکر» پندپذیری است یعنی ما قرآن را آسان ساخته ایم (جهت پند و یاد گیری،)آیا پندپذیر وعبرت گیری هست!اگرخوب توجه شودتکرار این آیه بخاطر این است که در ابتدای سوره قمر بحث ازقیامت است سپس  ناراضگی خداوند ازاقوام گذشته که شبانه روز مشغول خواهشات نفسانی خویش بودند وصدای داعی حق را گوش نمی دادند بیان می شودکه به ترتیب سرکشی و نافرمانی قوم نوح ،عاد ،ثمودو لوط را بیان داشته ومورد خشم وغضب الهی قرار گرفته نابود شدند.
ازاین رو خداوند پس ازبیان هرواقعه می فرماید:فَکَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ
(اکنون بنگرید) عذاب و انذارهای من چگونه بود!وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍما قرآن را برای تذکّر آسان ساختیم؛ آیا کسی هست که متذکّر شود؟!
سیاق وسباق آیه ،بیانگراین است که آسانی قرآن برای نصحیت حاصل کردن و دعوتبسوی عبرت است .معنای آسانی اززبان خودقرآنچگونه است ؟
دراین باره خود قرآن می گوید:فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنذِرَ بِهِ قَوْمًا لُّدًّا.و ما قرآن‌ را بر زبان توساده و آسان ساختیم تا پرهیزگاران را بوسیله آن بشارت دهی، و دشمنان سرسخت را با آن انذار کنی.
مطلب این است که سخنانی که دررابطه با ترغیب وترهیب(مژده دادن و ترسانیدن) هسنتد خیلی ساده وواضح هستند که بندگان نیک را به فلاح ورستگاری بشارت می دهند وآدمای سرکش را تهدید وانذار می کند تا بدانند آن خدای قادر مطلق که اقوام متمرد عاد وثمود و لوط را ازصفحه روزگار برداشت ،آنها را نیزنابود خواهد کرد.
پس معلوم شد که آسانی قرآن برای عبرت حاصل کردن وعمل کردن است نه استنباط احکام ومسایل .

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست + 18 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن