مسائل گوناگون

آیا اذکار با تسبیح بدعت است؟

آیا اذکار با تسبیح بدعت است؟ حکم استفاده  تسبیح(مهره های به نخ کشیده شده جهت ذکر)

پاسخ:

مذاهب چهارگانه اهل سنت بر جواز استفاده تسبیح ( مهره های به رشته کشیده)برای ذکر اتفاق نظر دارند اما ذکر را با انگشتان را افضل می دانند.

برخی ازغیرمقلدان آن را بدعت می دانند.

امثال شیخ آلبانی و و و . . .

چنانکه از شیخ آلبانی در مورد تخریج حدیث” نعم المذكّر السبحة” پرسیده می شود  در پاسخ می گوید:  الحديث من حيث معناه باطل عندي لأمور : الأول : أن السبحة بدعة لم تكن على عهد النبي صلى الله عليه وسلم إنما حدثت بعده صلى الله عليه وسلم ..

الثاني : أنه مخالف لهديه صلى الله عليه وسلم قال عبد الله بن عمرو: رأيت رسول الله صلى الله عليه وسلم يعقد التسبيح بيمينه… ولو لم يكن في السبحة إلا سيئة واحدة وهي أنها قضت على سنة العد بالأصابع أو كادت مع اتفاقهم على أنها أفضل لكفى فإني قلما أرى شيخا يعقد التسبيح بالأنامل)

السلسلة الضعيغة (۱/۱۱۰)

این روایت به نظر من به چند دلیل از لحاظ معنی باطل است:

۱)- نخست اینکه به دست گرفتن تسبیح جهت ذکر بدعت می باشد چون در زمان پیامبر  نبود بلکه پس از ایشان به وجود آمد .

ثانیا: ذکر بوسیله تسبیح  مخالف با سنت پیامبر صلی الله علیه و سلم است، عبدالله بن عمرو می گوید: من پیامبر (ص)ر امشاهده کردم با دست راست خویش توسط انگشتان ذکر می کرد….. اگر در ذکر با تسبیح هیچ گناهی نباشد بجز یکی آن یک مورد هم این است که ذکر با تسبیح، جایگزین سنت شمارش ذکر با انگشتان قرار گرفته است. با توجه به اینکه همگی به فضیلت آن اتفاق نظر دارند کافی است. من خیلی کم شیوخ را دیده ام که اذکار را با انگشتان انجام دهند.

نخست اقوال علمای چهار مذهب را در رابطه با استفاده تسبیح بیان می کنم سپس اثبات آن از تقریر پیامبر صلی الله علیه وسلم.

دیدگاه احناف :

(لابأس بٳتخاذ المسبحة) استفاده از تسبیح برای ذکر اشکال ندارد.

دلیل جواز آن حدیث ابوداؤد، ترمذی ، نسائی و ابن حبان است .

که از سعد بن ابی وقاص روایت است.

رد المحتار ج۱ص۷۰۱ چاپ دارالفکر

دیدگاه مالکی ها :

و یجوز ستر السقف و الحائط به(ای الحریر)بشرط أن لا یستند ٳلیه رجلٌ، و الخیاطة به و رأیة الجهاد و علم الثوب و سلک المسبحة.

(منح الجلیل۱/۲۲۸) ; درست کردن پرده ابریشمی برای سقف و دیوار جایز است به شرطی که مردی به آن تکیه ندهد همچنین خیاطی با ابریشم و پرچم جهاد و گلهای لباس و نـــــخ تسبیـــــح از ابریشم  جایز است.

در شرح الدردیر علی خلیل ۳۱۵/۲ و در حاشیة الصاوی نیز جواز آن آمده است.

دیدگاه شوافع:

در فتاوی ابن صلاح آمده است.

هل یجوز للٳنسان أن یسبح بسبحة خیطها حریر؟

آیا برای انسان، استفاده از تسبیحی که نخ آن از ابریشم است جایز است؟

در پاسخ می فرماید: لایحرم ما ذکره فی السبحة المذکورة، و الأولی ٳبداله بخیط آخر.

حرام نیست اما اگر نخ آن را عوض کند بهتر است.

فتاوی ابن صلاح۴۰۰/۱

علامه سیوطی رساله جداگانه ای را در ضمن “الحاوی لفتاویه”  ۳/۲در مورد جواز تسبیح نگاشته اند . ..

در جایی می نویسد: من فوائدها ایضا الٳستعانة علی دوام الذکر..

از جمله فوائد به دست گرفتن تسبیح کمک به ذکر است هرگاه آن را ببیند به یاد می افتد که آن ابزار و وسیله ذکر است.

می افزاید: عده ای آن را “حبل الموصل” نخ وصل کننده به الله نامیده اند و برخی آن را “رابطة القلب” آرامش قلب نامیده اند.

نویسنده تحفة العباد ابوبکر بن داود است در شذرات الذهب ۱۷۳/۱ آمده است که ایشان نوشته اند: حضرت ابودرداء روزانه صدهزار بار  سبحان الله می گفت. این دلیل است که ایشان از دانه و مهره برای شمارش اذکار استفاده می کرد،

همچنین حضرت ابوهریره روزانه دوازده هزار تسبیح و ذکر می کرد

و حدیث مسلسل تسبیح را تا ایشان    رسانده اند. والله اعلم.

از ابن حجر در رابطه با تسبیح پرسیده شد “هل للسبحة أصل فی السنة أو لا ؟ آیا تسبیح به دست گرفتن برای ذکر در سنت اصلی وجود دارد یا خیر؟

ایشان در پاسخ فرمود: علامه سیوطی در این زمینه رساله ای را نگاشته اند; در مورد ذکر و تسبیح با سنگریزه، هسته خرما و مهره هایی که به رشته کشیده شده اند از جماعتی از صحابه و تابعین ثابت است و دیلمی  روایت مرفوعی را دارند ” نعم المذکّر السبحة” ; تسبیح بهترین یاد آورنده است.

فتاوی ابن حجر۱/۱۵۲

دیدگاه حنابله:

در شرح ابن علان علی أذکار النووی ج۱ص۲۵۱ به نقل از ابن جوزی آمده است:

ٳنّ السبحة مستحبة، استفاده از تسبیح برای ذکر مستحب است طبق روایت صفیه; زیرا ایشان با سنگریزه یا هسته

خرما ذکر می کردند لذا فعل این صحابیه از تقریر پیامبر صلی الله علیه وسلم مؤید شد و مهره های به رشته کشیده نیز همانند آن می باشند; چون هدف ذکر است خواه هسته خرما به نخ کشیده شود یا بدون نخ باشد.

ابوالبرکات ابن تیمیه در المنتقی باب جداگانه را در مورد جواز تسبیح منعقد کرده اند.

(باب جواز عقد التسبیح بالید و عدّه بالنوی و نحوه) و برای جواز آن از حدیث بسره ، سعد و صفیه استدلال گرفته اند.

المنتقی۱۱۴/۴

دیدگاه شیخ الاسلام ابن تیمیه می گوید:

وأما التسبيح بما يجعل في نظام من الخرز ونحوه فمن الناس من كرهه ومنهم من لم يكرهه، و إذا أحسنت فيه النية فهو حسن غير مكروه )

مجموع فتاوي / باب الذكر بعد الصلاة (۲۲/۵۰۵)

ترجمه: اما تسبیح و ذکر به وسیله دانه ها و مهره های به رشته کشیده شده و امثال آن، عده ای از مردم آن را مکروه و ناپسند دانسته اند.

برخی آن را جایز دانسته اند.

بنابر این اگر به نیت خوب وخالصانه از آن استفاده کند  که شائبه ریا در آن نباشد خوب است و اشکال ندارد.

 

دیدگاه برخی از غیرمقلدین:

شمس الحق عظیم آبادی (غیرمقلد) در عون المعبود پس از توضیح روایت آن زن که با سنگریزه یا هسته خرما ذکر می کرد می فرماید: هیچ فرقی بین (تسبیح ) به رشته کشیده و تسبیح پراکنده وجود ندارد .

می افزاید: ولایعتدّ بقول من عدّها بدعة، السبحة بتقریره صلی الله علیه وسلم ; کسی که ذکر با تسبیح را بدعت می گوید قولش اعتباری ندارد چون ذکر با تسبیح از تقریر پیامبر ثابت است.

(عون المعبود۲۵۸/۴-۲۵۷شرح ابی داؤد)

علامه شوکانی(غیرمقلد) در نیل الأوطار بابی تحت عنوان جواز ذکر با تسبیح قائم نموده اند

(باب جواز عقد التسبیح بالید و عده بالنوی و نحوه.

پس از بیان روایات می گوید:

و الحدیثان الآخران یدلان علی جواز عدّ التسبیح بالنوی و الحصی  و کذا السبحة لعدم الفارق لتقریره صلی الله علیه و سلم.

دو حدیث آخر، دال براین هستند که شمردن ذکر با هسته خرما و سنگریزه جایز است همچنین با تسبیح(مهره های به رشته کشیده شده) چون فرق نمی کند چه در نخ باشد یا نباشد. و این عمل از تقریر پیامبر صلی الله علیه وسلم ثابت است.

نیل الأوطار۳۵۹/۲

ثبوت تسبیح از تقریر پیامبر صلی الله علیه وسلم ، چون حدیث شامل قول، فعل و تقریر وی می باشد

عن صَفِيَّةَ قالت:  دَخَلَ عَلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَبَيْنَ يَدَيَّ أَرْبَعَةُ آلَافِ نَوَاةٍ أُسَبِّحُ بِهَا فَقَالَ : یا بنتَ حیی ماهذا؟ قُلتُ أسَبّحُ بِهنَّ، قالَ: َقَدْ سَبَّحْتُ مُندُ قمتُ علی رأسک ِأَكْثَرَ مِن هذا، قُلْتُ عَلِّمْنِي  یا رسول اللّه،َقَالَ : قُولِي سُبْحَانَ اللَّهِ عَدَدَ ما خَلَق من شئ.

سنن ترمذی/ ۳۴۷۷ِ- مستدرک حاکم ۵۴۷/۱-معجم کبیر طبرانی ۷۴/۲۴-مسند أبی یعلی۳۲/۱۳٫

و قال حاکم هذا حدیث صحیح الٳسناد.

حضرت صفیه می گوید: رسول گرامی صلی الله علیه وسلم نزد من تشریف آوردند جلو روی من چهار هزار هسته خرما بود با آنها ذکر می کردم. آنحضرت فرمود: ای دختر حیی این چه هست؟ عرض نمودم با اینها ذکر می کنم، فرمود: موقعی که من از کنار شما برخاستم بیشتر ذکر کردم . گفتم به من نیز یاد بده یا رسول الله ، فرمود: بگو: سبحان الله عدد ما خلق من شئ.

روایت دوم:

عَنْ عَائِشَةَ بِنْتِ سَعْدِ بْنِ أَبِي وَقَّاصٍ عَنْ أَبِيهَا أَنَّهُ دَخَلَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلَى امْرَأَةٍ وَبَيْنَ يَدَيْهَا نَوًى أَوْ حَصًى تُسَبِّحُ بِهِ فَقَالَ أُخْبِرُكِ بِمَا هُوَ أَيْسَرُ عَلَيْكِ مِنْ هَذَا أَوْ أَفْضَلُ فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ عَدَدَ مَا خَلَقَ فِي السَّمَاءِ وَسُبْحَانَ اللَّهِ عَدَدَ مَا خَلَقَ فِي الْأَرْضِ وَسُبْحَانَ اللَّهِ عَدَدَ مَا خَلَقَ بَيْنَ ذَلِكَ وَسُبْحَانَ اللَّهِ عَدَدَ مَا هُوَ خَالِقٌ وَاللَّهُ أَكْبَرُ مِثْلُ ذَلِكَ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ مِثْلُ ذَلِكَ وَلَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مِثْلُ ذَلِكَ وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ مِثْلُ ذَلِك.

سنن ابی داؤد ۱۲۸۲

ابن حبان۱۱۸/۳ و صححه.

حضرت سعد همراه رسول گرامی صلی الله علیه وسلم پیش یک زن صحابیه رضی الله عنها رفتند جلوی آن زن مقداری هستهء خرما یا سنگریزه بود که با آنها تسبیح می گفت آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: آیا من تو را به چیزی که (از شمارش سنگریزه ها) آسان تر یا بهتر باشد راهنمایی نکنم؟

بگو: سبحان اللّه عدد ما خلقَ تا آخر،

پاکی الله را بیان می کنم به اندازه مخلوقاتی که در آسمان پیدا کرده و او را تعریف می کنم به اندازه مخلوقاتی که در زمین پدید آورده و به پاکی یاد می کنم او را به اندازه مخلوقاتی که در میان زمین و آسمان به وجود آورده است و پاکی اورا می گویم به اندازه آنچه که خداوند می آفریند، به همین اندازه “الله اکبر” و به همین اندازه “الحمدلله” و به همین اندازه” لاٳله ٳلا اللّه”  و به همین اندازه “لاحول ولا قوة ٳلّا باللّه”

از دو روایت فوق جواز تسبیح با سنگریزه و هسته خرما وو ثابت می گردد نه نفی آن; زیرا پیامبر ایشان را روش آسان تر و بهتر راهنمایی کردند. ارشاد و راهنمایی به شیوه آسان تر منافی جواز روش قبل نیست.

به طور مثال یک مسئله ریاضی  یا مسئله میراث، با چند روش حل می شود اما یک روشِ ساده تری برای حل صورت مسئله وجود دارد . بنابراین روش اخیر، روشهای قبلی را نفی نمی کند.

فافهم و تأمل

۱۴۳۳- «وعَنْ أُمِّ المؤمنينَ جُوَيْرِيَةَ بنتِ الحارِثِ رضی الله عنه أنَّ النبي صلی الله علیه وسلم خَرجَ مِنْ عِنْدِهَا بُكرَةً حِينَ صَلَّى الصُّبْحَ وهِيَ في مسْجِدِهَا، ثُمَّ رَجع بَعْد أَنْ أَضْحى وهَي جَالِسةٌ فقال: «مازلْتِ على الحال التي فارَقْتُكَ عَلَيْهَا؟» قالَت: نَعم: فَقَالَ النبي صلی الله علیه وسلم : «لَقَدْ قُلْتُ بَعْدِكِ أرْبَعَ كَلمَاتٍ ثَلاثَ مرَّات، لَوْ وُزِنَتْ بمَا قُلْتِ مُنْذُ الْيَومِ لَوَزَنْتهُن: سُبْحَانَ اللَّهِ وبحمْدِهِ عَدَدَ

 

خَلْقِه، وَرِضَاءَ نَفْسِه، وَزِنَةَ عرْشِه، ومِداد كَلمَاتِه»» رواه مسلم.

وفي روايةٍ له: «سُبْحانَ اللَّهِ عددَ خَلْقِه، سُبْحَانَ اللَّهِ رِضَاءَ نَفْسِه، سُبْحانَ اللَّهِ زِنَةَ عَرْشِه، سُبْحَانَ اللَّهِ مِداد كَلماتِهِ»».

وفي روايةِ الترمذي: ««ألا أُعلِّمُكِ كَلماتٍ تَقُولِينَها؟ سُبْحانَ اللَّهِ عَدَدَ خلْقِه، سُبْحانَ اللَّهِ عَددَ خَلْقِه، سُبْحانَ اللَّه عدد خَلْقِه، سُبْحانَ اللَّه رضا نَفْسِه، سُبْحان اللَّهِ رضا نَفْسِهِ، سُبْحانَ اللَّه رضا نَفْسِه، سُبحَانَ اللَّه زِنَةَ عرْشِه، سُبحَانَ اللَّه زِنَةَ عرْشِه، سُبحَانَ اللَّه زِنَةَ عرْشِه، سُبحَانَ اللَّهِ مِدادَ كَلماتِه، سُبحَانَ اللَّهِ مِدادَ كَلماتِه، سُبحَانَ اللَّهِ مِدادَ كَلماتِه»».

ریاض الصالحین

۱۴۳۳- «از ام المؤمنین جویریه بنت حارث رضی الله عنه روایت است که:

پیامبر رضی الله عنه صبحدمی بعد از ادای نماز صبح از نزدش برآمد، در حالیکه وی در مسجد خویش بود و بعد از چاشت بازگشت، در حالیکه وی نشسته بود و فرمود: هنوز بر حالی هستی که از تو جدا شدم؟

گفت: بلی! پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: بعد از تو چهار کلمه را سه بار گفتم که اگر وزن شود به آنچه که تا هنوز گفتی با آن برابری می‌کند: سُبْحَانَ اللَّهِ وبحمْدِهِ عَدَدَ خَلْقِه، وَرِضَاءَ نَفْسِه، وَزِنَةَ عرْشِه، ومِداد كَلمَاتِه.

و در روایتی از وی آمده که: سُبْحانَ اللَّهِ عددَ خَلْقِه، سُبْحَانَ اللَّهِ رِضَاءَ نَفْسِه، سُبْحانَ اللَّهِ زِنَةَ عَرْشِه، سُبْحَانَ اللَّهِ مِداد كَلماتِهِ.

و در روایت ترمذی آمده که: آیا بتو کلماتی را یاد ندهم که آنرا بگوئی؟ پاکیست خداوند را به عدد مخلوقاتش و پاکیست خدا را به اندازهء که رضایت او حاصل گردد و پاکیست خدا را هموزن عرشش و پاکیست خدا را به اندازهء رنگ قلم کلماتش».

ُ فَبَيْنَمَا أَنَا عِنْدَهُ يَوْمًا وَهُوَ عَلَى سَرِيرٍ لَهُ وَمَعَهُ كِيسٌ فِيهِ حَصًى أَوْ نَوًى وَأَسْفَلَ مِنْهُ جَارِيَةٌ لَهُ سَوْدَاءُ وَهُوَ يُسَبِّحُ بِهَا حَتَّى إِذَا أَنْفَدَ مَا فِي الْكِيسِ أَلْقَاهُ إِلَيْهَا فَجَمَعَتْهُ فَأَعَادَتْهُ فِي الْكِيسِ فَدَفَعَتْهُ إِلَيْهِ

سنن ابی داؤد/ ۱۸۵۹

; روزی من نزد ابوهریره بودم ایشان روی تخت اش بودند همراه وی کیسه ای بود که پُر بود از سنگریزه یا هسته خرما و پایین تخت، کنیز سیاه رنگ وی بود، ایشان با آنها ذکر می کرد هرگاه آنچه که در کیسه بود تمام می شدند کیسه را به سوی کنیز می انداخت او همه را جمع نموده داخل کیسه می کرد و به ایشان تحویل می داد.

در طبقات ابن سعد ۴۷۴/۸آمده است که حضرت فاطمه دختر امام حسین رضی الله عنهما با نخ و ریسمانی که گره داشت ذکر می کرد.

در کتاب العظمة لأبی الشیخ ۱۷۳۰/۵

و همچنین در تاریخ ابن عساکر ۲۱۷/۲۷ آمده است که در دست  ابو مسلم خولانی تسبیح بود که با آن ذکر می کرد.

در کتاب زهد بیهقی ص ۲۹۳ و تاریخ بغداد ۲۴۵/۷ آمده است :

یکی دید که جنید بغدادی، تسبیح در دست دارد، گفت: شما با این بزرگی تسبیح در دست داری ؟

فرمود: نعم سبب به وصلنا ٳلی ما وصلنا لانترکه ; آری !تسبیح سبب وصل ما به الله است آن را ترک نخواهیم کرد.

علامه سیوطی در الحاوی۲/۲  آورده اند که شیخ ابوالوفا به عبدالقادر گیلانی تسبیح به عنوان هدیه داده بودند.

پس معلوم شد که تسبیح از تقریر آنحضرت ثابت است و نفی آن نه از منطوق ثابت است و نه از مفهوم روایات .

اگر کسی بگوید: صحابه با سنگریزه یا هسته خرما که در نظم و نخ نبودند ذکر می کردند. اما شما با مهره و چیزهای دیگری که آن را به رشته کشیده ذکر می کنید؟.

در پاسخ گویم : هدف شمارش ذکر است در ضمن تسبیح، وسیله ای است برای یادآوری ذکر، چنانکه قبلا گفتیم : تسبیح بهترین یاد آورنده برای ذکر است.

بنابراین فرق نمی کند که ذکر با انگشت باشد یا هسته خرما یا چیزی که در نخ باشد یا بوسیله آله ذکر شمار که جدیدا اختراع شد یا بوسیله مبایل باشد.

اگر ذکر با تسبیح بدعت است پس نباید ساعت یا مبایل و… را جهت بیدار شدن نماز روی زنگ کرد چون هیچ یکی از صحابه و ائمه چنین عملی را انجام نداد.همچنین اذان و نماز با بلندگو بایدبدعت باشد!البته ذکر با انگشت افضل است.

همچنین اگر به دست گرفتن تسبیح به خاطر ریاء، زینت و بازی باشد جایز نیست.

و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین.

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده + 8 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن