مسائل گوناگون

بزرگداشت عبادت است یا ادب؟

بزرگداشت عبادت است یا ادب؟

بسیاري از مردم در فهم حقیقت بزرگداشت و حقیقت عبادت در اشتباه هستند و آن دو را به هم میآمیزند و هرگونه بزرگداشتی را عبادت می شمارند.

از جمله ایسـتادن و بوسـیدن دست و تعظیم پیامبر صـلی االله علیه و آله با خطاب سـید و مولی نسـبت به آن حضـرت، یا اظهار ادب و وقار و تواضع در برابر قبر آن بزرگوار را غلو دانسـته و موجب عبادت غیرخدا میشـمارند که درواقع چنین افکاري ناشی از نادانی و لجاجت است که نه تنها مورد رضاي خدا و رسول نیست که روح دین و شریعت از آن گریزان است نمونه بارز آن، حضرت آدم اولین انسان روي زمین و اولین بنده صالح خداست که خداوند براي اکرام و بزرگداشت او فرشتگان را

امر به سـجود برایش نمود؛ چراکه از علم خویش به او بخشیده بود و میخواست با این فرمان به ملائکه اعلام نماید که او را از میان

سایر مخلوقاتش برگزیده است .اسرا۶۲

بنابراین ملائکه کسـی را تعظیم کردند که خداوند او را بزرگ داشته بود و ابلیس تکبر کرد که براي انسا ِ ن ساختهشده از گل سجده کند و او اولین کسـی بود که با رأي خویش در دین قیاس نمود و اظهار داشت که من از انسان برترم و دلیل آن را خلقت خویش از آتش و خلقت انسان از گل قرار داد و زیر بار گرامیداشت انسان و سجده بر او نرفت. او اولین متکبر بود که حاضر نشد کسی را که

خدا تکریم نموده، تکریم کند؛ لذا از رحمت الهی بهخاطر تکبر بر این بنده صالح که عین تکبر بر خداست دور گردید؛ زیرا سـجود فوق در حقیقت براي خدا بوده است، و این خواست او بوده است و تنها نشانی از احترام و تکریم انسان توسط فرشتگان بوده است و شیطان که از موحدین بود از توحید خویش بهره نبرد از زمره اموري که در تعظیم اشخاص صالح آمده است، سخن خداوند تعالی در مورد یوسف علیه السلام است.یوسف۱۰۰

و این براي تحیت، تعظیم، تکریم و گرامیداشت آنان نسبت به یوسف انجام گرفت و آیه قرآن- و خروا له سجدا – دلالت بر سـجده برادران بر زمین میکند. حال یا این حرکت در شـریعت آنها جایز بوده و یا از باب سجود ملائکه بر آدم صورت

گرفته و هدف آن تعظیم و تکریم و اطاعت امر الهی در تأویل خواب یوسف بوده است؛ چرا که خواب انبیا نوعی وحی است.

اما در مورد پیامبر صلی االله علیه و آله خداوند فرموده است:فتح۹/حجرات۱/حجرات۲/نور۶۳

جلو افتـادن از پیـامبر صـلی االله علیه و آله و اسائه ادب نسـبت به حضـرت را بهصورت سـبقت گرفتن از ایشان در سـخن، نهی نموده است، چنانچه سـهل بن عبـداللَّه میگویـد: قبل از اینکه حضـرت سـخنی بگوید، چیزي نگویید و هنگامی که او سـخن میگویدخاموش شده و گوش فرا دهید اسامۀ بن شـریک نیز روایت کرده است: نزد پیامبر صـلی االله علیه و آله رفتم در حالی که اصـحاب در کنار او بودند و از یچکس صدایی درنمیآمد و از خصوصـیات آن حضـرت بود که وقتی سـخن میگفت، اطرافیان سـر به زیر میانداختند و صدایی از کسـی برنمی خواست.

»عروة بن مسـعود« نیز بیـان میدارد: هنگـامی که قریش در »عـام القضـیۀ« او را بهسـوي رسـول خـدا فرسـتاد موارد عظیمی از تکریم اصـحاب نسـبت بـه حضـرت دیـده اسـت، از جملـه اینکـه هنگـامی که حضـرت وضـو میسـاخت، براي تـبرك از آب وضـوي او،می شتافتند و با یکدیگر نزاع مینمودند و هیچ آب دهان یا آب وضویی از حضرت به زمین نمیریخت مگر اینکه اصحاب آن را با

دست برمیداشـته و بر صورت و بدن خویش میمالیدند و هیچ مویی از حضـرت بر زمین نمیافتاد مگر اینکه آن را برمیداشـتند و هر امري میکرد به انجام آن میشـتافتند و در هنگام سـخن گفتن پیامبر صـلی االله علیه و آله صداي خویش را پایین میآوردند و به خاطراحترام، نگاهتیز و مستقیم به حضرت نداشتند؛ هنگامی ه عروه به سـوي قریش برگشت، گفت: اي قـبیله قریش! من به سوي قیصـر و کسـري و نجاشـی- دربـار پادشاهیشـان- میرفتهام، به خدا قسم! هیچ پادشاهی را در میان مردم خویش ندیدم که جایگاه محمد صلی االله علیه و آله را درمیان اصحابش دارا باشد.

و در نقل دیگري آمـده است: هیـچ پادشاهی را ندیـدم که یارانش ماننـد اصـحاب محمد صـلی االله علیه و آله او را تکریم کنند، من مردمی را دیدم که هرگز پیامبر صلی االله علیه و آله را تسلیم نخواهند کرد.

طبرانی و ابن حبان در صـحیحش ازاسامۀ بن شـریک  نقل کردهاند: ما نزد پیامبر صـلی االله علیه و آله نشسته بودیم و صدایی ازکسـی درنمیآمد و هیچکس سـخن نمیگفت: در این هنگام گروهی نزد پیامبر صـلی االله علیه و آله آمده و پرسیدند: کدام بندگان نزد خدامحبوبترند؟ حضرتفرمود: خوشخلقترین بندگان نتیجه اینکه در اینجا به دو مسأله بزرگ، باید توجه نمود:

۱- وجوب بزرگداشت پیامبر صلی االله علیه و آله و بالاتر دانستن رتبه او از سایر خلایق.

۲- ربوبیت را، تنها براي خدا دانسـتن و اعتقاد به اینکه خداوند در ذات، صفات و افعال یکتاست و اگر کسی اعتقاد داشته باشد که کسی از مخلوقات در یکی از امور یادشده شریک خداوند است، مشرك گردیده است.

همانگونه که مشرکین اعتقاد داشتند بتها شریک خدا هستند و سزاوار عبادتند و هرکس در ح ّ ق پیامبر صلی االله علیه و آله و جایگاه او کوتاهی کند، عصیان کرده یا کفر ورزیده است.

امـا کسانی که نهایت تعظیم و بزرگـداشت را در اشـکال گوناگون، نسـبت به پیامبر صـلی االله علیه و آله بجاي میآورنـد و اوصاف الهی را به حضـرت نسـبت نمیدهنـد، حقیقت را یافتهانـد و جنبه ربوبی و نبوي را بـا هم جمع کردهانـد و این همان سـخن متعادل و بدون افراط و تفریط است.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

8 − 1 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن