مسائل گوناگون

تعدد مذاهب در عصر پیامبر صلی الله علیه و سلم

تعدد مذاهب در عصر پیامبر صلی الله علیه و سلم

اي جوان مسلمان،می دانيم خوارج به تو می گویند:این چهار مذهب بدعتند و درست نیستند. اگـر صحیحند پـس اختلاف و جدایی آنان به خاطر چیست؟

در جواب باید گفت:اي برادر سر گردان،چون جنابعالی دچار بدعت گرایی شده اي،سنّت را بدعت و بدعت را سنت می پنداري !!قبلاً ذکر کردیم که این چهار مذهب به اجمـاع سـلف صـالح تأسیس،و اجماع ایشان بدعت نیست زیرا حدیث «خیر أمتی قرنی» شاهد حقانیت ایشان است.

به طوري که اصـلاً امکان ندارد،پیامبر صلی الله علیه و سلم براي یک گروه بدعت گزار،گواهی بدهد.گذشته از این،تعـدد مـذهب در عصر پیامبر صلی الله علیه و سلم نیز،به استناد حدیث ذیل وجود داشته است:

«عن ابـنِ عمـرٍ رضـی الله عنهمـا:أنّ رسولَ اللهِ صلی الله علیه و سلم قال یوم الأحزابِ:لا یصلِّینَّ أحد العصرَ إلا فی بنی قرَیظۀ، فأدرك بعضُهم العصـرَ فِـی الطریق،فقالَ بعضُهم:لا نُصلی حتّی نأتیها و قال بعضُهم: بل نُصلی لم یرد منا ذلک،فَذُکِرَ ذَلِک لِلنَّبِی صلی الله علیـه و سلم فلمیعنِف واحِداً مِنهم».

روایت شیخین

ترجمه:«پیامبر صلي الله عليه و سلم در روز جنگ احزاب فرمود: نباید هیچ کس نماز عصر را اقامـه نماید تا این که آن را در میان قبیله ي بنی قریظه به جا می آورد و سپس هنگام فرا رسیدن وقت نمـاز عصـر در راه جمعی از اصحاب فرمودند:ما نمازمان را به تأخیر می اندازیم،تا به قبیله بنی قریظه می رسیم و گروه دیگر فرمودند:ما همین حالا آن را به جا می آوریم.چون هدف پیامبر صلي الله عليه و سلم نخواندن نماز نبود،بلکه منظور ایشـان عجلـه کـردن بـراي رسیدن به آن جا بود، سپس این اختلاف نظر را براي پیامبر بازگو کردند و ایشان عملکرد هیچکـدام از دو گـروه را مورد اعتراض قرار نداد».

اي جوان مسلمان،خوب بیندیشید که پیامبر در قید حیات بود و این اختلاف نظر وجود داشت.پس چرا در یک نماز دو مذهب مختلف جایز بود؟

مذهب نمازگزاران و مذهب تأخیر کنندگان.

چون ایـن تفـاوت نظـر ناشـی از تفـاوت برداشت ایشان از حدیث مذکور بود،پیامبر صلی الله علیه و سلم این اختلاف رأي را پسندیدند،زیـرا هـر دو گـروه مجتهد بودند و گروهی به عین متن حدیث مذکور رفتار نموده و جمله ي «لا یصلِّینَّ اَحد العصرَ إلا فی بنی قُرَیظَـۀِ»را در معناي ظاهرش به کار بردند و گروه دوم حدیث مذکور را مورد تأویل قـرار داده و همـان جملـه را از معنـاي ظاهرش جدا کرده و آن را براي عجله کردن استعمال نمودند.

اي جوان مسلمان،براي نمونه به شما می گویند:بنا به مذهب حنفی،تماس دست با بدن زن نامحرم وضـو را باطـل نمی کند ولی مذهب شافعی آن را مبطل می داند و هر دو مذهب به آیه: «أو لامستُم النِّساء»استدلال می کنند.

امـام ابوحنیفه رحمه الله می فرماید:«منظور جماع کردن است نه دست زدن».امام شافعی رحمه الله می فرمایـد:«هـدف دست زدن است نه جماع کردن».

پس اي جوان مسلمان،می بینید که آیه ي مورد استدلال، یکی است همچنان که حدیث قبلی نیز،یک حـدیث بـود.منتهی اختلاف نظر این دو امام همانند آن دو گروه اصحاب بر اثر اختلاف فهم ایشان از معناي آیه ي مذکور رخ داده است چرا که زبان عربی بسیار ثروتمند است و معانی گوناگونی را در خود جاي می دهد.نظیر این مـورد فراواننـد، ولی آن کس که کس است وي را اشاره اي بس است.{عاقلان را اشارتی بس است}

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × یک =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن