مسئله تراویحمسائل گوناگون

چرا امام مالک ﴿رحمه الله﴾ قائل به ۳۶ ركعت تراويح بود؟

چرا امام مالک ﴿رحمه الله﴾ قائل به ۳۶ ركعت تراويح بود؟

«ﻹنّهم أرادوا مساواة أهل مكة؛ فإنّ أهل مكة يطوفون سبعاً بين كلّ ترويحتين، فجعل أهل المدينة مكانَ كلّ سبعٍ، أربعَ ركعاتٍ»

المغني صلوة التراويح ج۱ص۸۳۵ دارالفكر.

ترجمه: ابن قدامه حنبلی﴿رحمه الله﴾ می گوید: در اصل امام مالک ﴿ رحمه الله﴾ قائل به بیست رکعت تراویح است ازآنجایی که مردم مکه پس از ادای هر ۴ رکعت تراویح، خانه خدا را طواف می کردند و این فضیلت (طواف) برای مردم مدینه میسّر نبود لذا آنها بخاطر مساوات و برابری در ثواب و فضیلت با اهل مکه، بجای طواف در هر ترویحه ۴ رکعت نفل را اضافه کردند بدین جهت تعداد رکعات تروایح آنها ۳۶ تا شدند.

امام ترمذی ﴿رحمه الله﴾ می گوید: وَأَكْثَرُ أَهْلِ الْعِلْمِ عَلَى مَا رُوِيَ عَنْ عُمَرَ وَعَلِيٍّ وَغَيْرِهِمَا مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عِشْرِينَ رَكْعَةً وَهُوَ قَوْلُ الثَّوْرِيِّ وَابْنِ الْمُبَارَكِ و   الشَّافِعِيِّ و قَالَ الشَّافِعِيُّ وَهَكَذَا أَدْرَكْتُ بِبَلَدِنَا بِمَكَّةَ يُصَلُّونَ عِشْرِينَ رَكْعَةً»

ترمذی ج۱ص۱۶۶

ترجمه :ديدگاه اکثراهل علم اصحاب پیامبر﴿ﷺ﴾ براین است که تراویح بیست رکعت است چنانکه ازحضرت عمر﴿رضی الله عنه﴾ وحضرت علی﴿رضی الله عنه﴾ وغیره روایت است و نظرسفیان ثوری، ابن مبارک و امام شافعی ﴿رحمهم الله﴾ همین است وامام شافعی فرمود: من در شهر خودم مکه، مردم را دریافتم که بیست رکعت  تراویح می خواندند.

قابل توجه کسانی که خود را سلفی می نامند آیا امام شافعی از سلف بشمار می رود یا خیر؟

برچه اساسی شما خودتان را سلفی نامیده اید؟

سلفی کسی را می گویند که به منهج سلف گام بزند نه اینکه تنها نام سلف را یدک کند.

آخرین التیماتوم به غیرمقلدین از طریق قیاس اقترانی توسط علامه عبدالحی لکهنوی﴿رحمه الله﴾: ایشان  ۲۰ رکعت تراویح  اینگونه ثابت نموده اند: «دعوی :التراویح عشرون رکعة» یعنی; تراويح بيست ركعت است. دليل صغرى :«ﻷنه (التراویح) ممّا واظبَ عَليه الخُلفاءُ الراشدون»یعنی چون خلفاء راشدین بر آن پایبندی نموده اند.

دلیل کبری :«وکلّ ما واظب علیه الخلفاء الراشدون فهو سنّةٌ مؤكدةٌ» یعنی هرآنچه که خلفای راشدین بر آن پایبندی نموده اند سنت مؤکده است.

یعنی شیوه و سنت من و شیوه خلفاء راشدین را لازم بگیرید.

کلمه (علی) برای لزوم می آید، عامل آن ( ألزموا ) است، از این رو حد اوسط را حذف کردیم نتیجه این شد: «التراویح عِشْرونَ رکعة سنة مؤكدة» تراويح بيست ركعت سنت مؤكده است.

اكنون همين نتيجه را صغرى مي كنيم، كبراى آن مي شود «و كلّ سنة مؤكدة يأثم تاركها»یعنی تارك هر سنّت مؤكده گنهگار است .

نتیجه:«التراویح عشرونَ ركعة یأثم تاركها» یعنی تراويح بيست ركعت است و تارك آن گنهگار است.

(تحفة اﻷخيارص۳۰۸)

پس ای غیرمقلد! تکروی نکن بیا به سوی خِرد جمعی زیرا خداوند می فرماید: «وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَىٰ وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّىٰ وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا » یعنی کسی که بعد از آشکار شدن حق، با پیامبر مخالفت کند، و از راهی جز راه مؤمنان پیروی نماید، ما او را به همان راه که می‌رود می‌بریم؛ و به دوزخ داخل می‌کنیم؛ و جایگاه بدی دارد.

ای غیرمقلد !

یـار بایـد، راه را تنهـا مـرو                    بی قلاوز اندرین صحرا مرو

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 1 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن